وقتی از گرانی کالاها، افزایش قیمت مسکن، رشد نرخ ارز یا آب رفتن قدرت خرید خانوارها سخن گفته میشود، باید به یک متهم قدیمی، یعنی «نقدینگی» توجه کرد جوان آنلاین: وقتی از گرانی کالاها، افزایش قیمت مسکن، رشد نرخ ارز یا آب رفتن قدرت خرید خانوارها سخن گفته میشود، باید به یک متهم قدیمی، یعنی «نقدینگی» توجه کرد. براساس برخی دادههای منتشر شده در فضای رسانهای، متأسفانه حجم نقدینگی کشورمان در بهمن ۱۴۰۴ به ۱۴ هزار و ۶۴۰ هزار میلیارد تومان رسیده و نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳/۴۷ درصد رشد کرده است. پایه پولی نیز به یکهزار و ۹۶۹ هزار میلیارد تومان افزایش یافته و رشد سالانه آن به ۷/۵۴ درصد رسیده است. قاعدتاً این اعداد آنقدر بزرگ هستند که درک ابعاد واقعی آنها آسان نباشد و برای فهم بهتر ماجرا باید ابتدا معنای این اصطلاحات را مرور کرد.
نقدینگی در سادهترین تعریف، مجموع پولی است که در اقتصاد جریان دارد، به عبارتی، پول نقدی که در جیب من و شما قرار دارد یا موجودی حسابهای بانکی و سپردههایی که نزد بانکها نگهداری میشود، همگی بخشی از نقدینگی محسوب میشوند و هرچه حجم این پول بیشتر شود، توان خرید در سطح جامعه افزایش مییابد. البته این افزایش زمانی مفید است که همزمان تولید کالا و خدمات نیز رشد کند، اما اگر پول با سرعتی بیشتر از تولید افزایش یابد، نتیجه آن چیزی جز رشد قیمتها نخواهد بود.
عدد ۱۴ هزار و ۶۴۰ هزار میلیارد تومان را میتوان به زبان سادهتر حدود ۱۴ هزار و ۶۴۰ همت خواند («همت» - هزار میلیارد تومان). بنابراین وقتی گفته میشود نقدینگی به ۱۴ هزار و ۶۴۰ همت رسیده، یعنی حجم پول موجود در اقتصاد به سطحی رسیده که شمارش آن با واحدهای معمول تقریباً غیرممکن شده است.
اما شاید مهمتر از خود رقم، نرخ رشد آن باشد. رشد ۳/۴۷ درصدی به این معناست که حجم نقدینگی در مدت یک سال تقریباً نیمی از حجم قبلی خود افزایش یافته است. به بیان دیگر، اگر سال گذشته ۱۰۰ واحد پول در اقتصاد وجود داشت، اکنون این رقم به حدود ۱۴۷ واحد رسیده است. چنین رشدی در اقتصادهای با ثبات، عددی بسیار بزرگ تلقی میشود.
در کنار نقدینگی، اصطلاح «پایه پولی» نیز در گزارشها به چشم میخورد و اقتصاددانان از آن با عنوان «پول پرقدرت» یاد میکنند. دلیل این نامگذاری آن است که هر واحد پایه پولی پس از ورود به شبکه بانکی چند برابر میشود و حجم بیشتری از نقدینگی را خلق میکند.
پایه پولی شامل اسکناس و مسکوک (سکههای رایج پولی) در دست مردم و همچنین ذخایر بانکها نزد بانک مرکزی است و هنگامی که پایه پولی افزایش مییابد، در واقع موتور اصلی تولید پول در اقتصاد با سرعت بیشتری شروع به کار میکند و به همین علت بسیاری از تحلیلگران رشد پایه پولی را مهمتر از رشد نقدینگی میدانند.
اکنون پایه پولی کشور عزیزمان به یک هزار و ۹۶۹ هزار میلیارد تومان رسیده و نرخ رشد سالانه آن نیز ۷/ ۵۴ درصد اعلام شده است. به زبان ساده، یعنی حجم پول پرقدرت در اقتصاد طی یک سال بیش از نصف افزایش یافته است و چنین رشدی معمولاً آثار خود را با فاصله زمانی در بازارهای مختلف نمایان میکند.
مردم ممکن است بپرسند این اعداد چه ارتباطی با زندگی روزمره دارند، پس بهتر است بدانیم زمانی که حجم پول با سرعت بالا افزایش پیدا میکند، اما میزان تولید کالا و خدمات همگام با آن رشد نمیکند، پول بیشتری برای خرید همان مقدار کالا وارد بازار میشود و نتیجه طبیعی این اتفاق افزایش قیمتهاست و طبعاً در چنین وضعیتی ارزش پول کاهش مییابد و خانوارها برای خرید کالاهای مشابه باید مبالغ بیشتری پرداخت کنند.
به همین دلیل است که رشد شدید نقدینگی معمولاً با تورم پیوند میخورد و تورم نیز نخستین اثر خود را بر سفره خانوارها بر جای میگذارد. بنابراین کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای زندگی و دشوارتر شدن تأمین نیازهای روزمره، بخشی از پیامدهای آن محسوب میشود. البته همه آثار رشد نقدینگی به بازار کالاها محدود نمیشود، چه آنکه بخشی از این پول راهی بازار ارز، طلا، مسکن یا بورس میشود و هرگاه حجم نقدینگی با سرعت بالا افزایش یابد، بخشی از جامعه برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت این بازارها حرکت میکند و همین مسئله زمینه رشد قیمت داراییها را فراهم میسازد.
نکته مهم آن است که نقدینگی به خودی خود پدیدهای منفی نیست و هر اقتصادی برای فعالیت و رشد به پول نیاز دارد، اما مسئله اصلی، تناسب میان رشد پول و رشد تولید است و هنگامی که تولید با سرعتی کمتر از نقدینگی حرکت کند، تعادل اقتصادی برهم میخورد و آثار آن در قالب تورم ظاهر میشود.
جان کلام آنکه اعداد درج شده در گزارشهای پولی صرفاً چند رقم بزرگ روی کاغذ نیستند و پشت هر درصد رشد نقدینگی، آثار ملموسی بر زندگی مردم از قیمت نان و گوشت گرفته تا نرخ اجاره مسکن و بهای ارز قرار دارد. به همین دلیل ضرورت دارد سیاستگذاری پولی با دقت و انضباط بیشتری دنبال شود و بانک مرکزی در مدیریت رشد نقدینگی و پایه پولی نقش فعالتر و مؤثرتری ایفا کند تا از تشدید فشارهای تورمی جلوگیری شود، در غیر این صورت، روند فعلی میتواند به تعمیق فشار معیشتی و گسترش بلای نقدینگی در اقتصاد منجر شود.